احمد مجد الاسلام كرمانى
307
سفرنامه كلات ( فارسى )
نگرفتيد هرچه بيچارهها فرياد بزنند كه بما چه ربطى دارد كه جلو دزد را بگيريم ؟ مگر ما قشون دولت هستيم يا قرهسوران و مستحفظ راه هستيم ، ابدا اعتنا نمىكنند و مبلغى جرمانه از آنها ميگيرند و هر قدر از آنها پيشرفت كند از مردمان آن حوالى گرفته به شهر برميگردند و ما بين حاكم و خودشان قسمت ميكنند و اگر در بعضى راهها چند نفر قرهسوران باسم مستحفظى باشد خود آنها در شبها محرمانه دزدى ميكنند و بالاخره حالت راههاى ايران هميشه همين قسم بوده و خيلى كم اتفاق افتاده كه قافلهء بسلامت عبور كند و عجبتر آنكه مردم ايران هم چندان از اين وضع ناراضى نيستند و شكايتى ندارند و گويا از دولت چنين توقعى ندارند كه آنها را در بيابانها محافظت كند ، بلكه خودشان را مكلف بمحافظت خودشان را ميشناسند و برحسب عقيده مذهبى ، هر وقت اراده سفرى داشته باشند ساعت سعد معين نموده در وقت حركت قرآن بالاى سر مسافرين نگاه ميدارند و آنها را از زير قرآن ميگذرانند ، يعنى خودشان را به قرآن ميسپارند و قرآن هم حمايل نموده به گردن خود ميآويزند و در وقت بار كردن و راه افتادن چندين سوره از قرآن ميخوانند حتى اشخاصيكه سواد فارسى هم ندارند چند سوره كه آن سورهها را براى محافظت خودشان مجرب شناختهاند و آنها عبارت است از سوره « قل هو اللّه » « قل اعوذ » و « قل يا ايها الكافرون » كه آنها را « چهار قل » مگويند حفظ كردهاند « آية الكرسى » و « آيه نور » را هم بسيارى حفظ نمودهاند ميخوانند ، اينكه حالت خارج شهرها و معابر ، اما حالت شهر هم چندان تفاوتى با خارج شهر ندارد نهايت در شهر طهران رسما اداره نظميه « 1 »
--> ( 1 ) - ناصر الدين شاه در سفرى كه به اطريش نمود براى تأسيس پليس با « گرنويل » كه ميهماندار او بود مشورت كرد و بمعرفى او « كنت مونت فرت » از اهالى ناپل تهران آمد و اداره پليس را بجاى سازمان احتساب و داروغه تأسيس نمود ، ناصر الدين شاه اين رباعى را براى تشكيل پليس جديد گفت و آن را به صورت اعلان در تهران پخش كردند . رندانه حذر كنيد ياران ز پليس * يك جو نرود بخرج ايشان تدلبس در محبس كنت مونت خواهد افتاد * بر چرخ اگر خطا نمايد بر جيس م . خ